تبریز

قدیمی ترین اشاره به نام تبریز در یک کتیبه سارگن دوم- پادشاه آشور- در سال 714 پ.م است.سارگن در این کتیبه از شهری به نام اوشکایا که گویه اسکوی کنونی است و نیز از دژ محکمی به نام تارویی یاد می کند که به احتمال قوی باید همان تبریز باشد.

در سال 1377 در پی خاکبرداری در محوطه مسجد کبود جهت ساخت مجتمع تجاری به محوطه باستانی که متعاق به هزاره اول قبل از میلاد بود برخورد کرده و یک قبر متعلق به هزاره اول پ.م نمایان شد و پس از عملیات حفاری حدود 40 قبر یافت شد اجساد به صورت چمباتمه و در جهت نور خورشید بودند. در کنار اجساد تعدادی سفال خاکستری و نخودی رنگ و همچنین آلات سنگی نیز قرار داشت.

با کشف مذکور تاریخ شهر تبریز به 3 هزار سال پیش میرسد و انتظار میرود با حفاری های بعدی تاریخ آن باز هم به عقب برگردد. در سال 21 ه.ق تبریز یک قلعه نظامی بود. اولین حکومت مستقر در تبریز، خانواده روادیان بوده که این شهر را پایتخت خود قرار دادند . از سال 446 به بعد سلجوقیان بر تبریز تسلط یافتند. پس از حمله مغول تبریز پایتخت رسمی ایلخانان شد. در زمان سلطان محمود غازان، تبریز به منتهای درجه عظمت و بزرگی رسید. مسجد علیشاه  و ربع رشیدی و.... در این دوره ساخته شد. پس از مغولها و ایلخانان، تبریز در عصر جلایریان و ترکمنان و صفویه  پایتخت رسمی گردید. مسجد کبود لز یادگارهای دوران جهانشاه قرا یوسف ترکمان می باشد. در دوران حکومت صفویان تبریز بارها به اشغال عثمانی ها در آمد و چندین بار بوسیله زلزله های وحشتناک به کلی ویران شد. در عصر قاجاریه تبریز ولیعهد نشین گردید.

 آثار تاریخی تبریز:

مسجد علیشاه- قلعه  رشیدیه- مسجد کبود- مسجد جامع-  مسجد سید حمزه- بازار تاریخی تبریز- زیارتگاه عینالی در قله کوه سرخاب- ایل گلی- عمارت شهرداری و برج ساعت- موزه بزرگ آذربایجان- موزه مشروطیت- مقبره الشعرا و ..........................     

آتروپات

پس از اینکه کمبوجیه(کامبیز شاه هخامنشی)مصر را فتح کرد در هنگام بازگشت به او خبر رسید که برادرش, بردیا خود را شاه ایران نامیده و این در حالی بود که بردیا قبل از لشکر کشی به مصر به قتل رسیده بود.کمبوجیه قبل از اینکه بتواند خود را به پایتخت برساند کشته شد.پس از حدود دو ماه داریوش به همراه اعضاء بزرگ خاندان هخامنشی بر ضد بردیای دروغین قیام کرد.

داریوش پس از کودتا بر علیه گوماتای مغ و سرکوب مخالفین به یکسری اصلاحات در داخل کشور دست زد که یکی از این اصلاحات تقسیم امپراتوری به ساتراپی های (استان) مختلف بود. تعداد ساتراپ ها در حدود 24 ساتراپ بود.یکی از این ساتراپ ها قسمت شمال غرب ماد (آذربایجان کنونی)بود که به نام ماد کوچک نیز خوانده میشد.در زمان حمله اسکندر فرماندار این منطقه سرداری بود به نام آتروپات. آتروپات توانست با درایت ساتراپی خود را از هجوم مقدونیه ها نجات دهد. البته چگونگی آن به درستی مشخص نیست(مقاومت یا تسلیم شدن). به هر حال آتروپات توانست ساتراپی خود را مانند یک جزیره در داخل امپراتوری اسکندر حفظ کند. در این منطقه بود که فرهنگ ایرانی همچنان پابرجا ماند. زیرا یونانی ها در حال گسترش دادن فرهنگ خود در بین مناطق مفتوحه بودند ولی ساتراپی آتروپات استقلال خود را در داخل امپراتوری حفظ کرده بود و این منطقه به نام آتروپات معروف شد. این نام پس از روی کار آمدن اشکانیان و ساسانیان همچنان وجود داشت.(آتروپات، آتروپاتکان). در زمان ساسانیان به علت اینکه یکی از آتشکده های سه گانه به نام آذرفرنبغ در این منطقه بود آذرپاتگان نامیده میشد. پس از ورود مسلمانان به ایران بود که این منطقه به آذربایجان تغییر نام یافت

بازگشت به صفحه اصلی